استقرار حاکمیت بالینی و انگیزه های کارکنان
آیا نتایج را می توان حدس زد
آیا می توان راهکار مناسبی را یافت
چه مواردی را بعنوان انگیزه یاد می کنند
چه مدت زمانی لازم است آنرا شناسایی کرد
چه کسانی باید به این امر بپردازند
چرا خود کارکنان اینکار را نمی کنند
و چه ها و چرا ها و چگونه ها را از کجا یافت
در گپ و گفتگوی خودمانی بین کارکنان آنچه در ته دل هایشان می گذرد توجه کرده اید
چرا و چگونه عوامل دست به دست هم می دهد و خود را از سیستم و سازمان خود منفک می شمارند
وظایف خود را فقط به امورات محوله می پندارند
جایگاهی در بین مدیران و مسئولین خود نمی یابند
بی توجهی های مسئولین را بطور مکرر ابراز می دارند
دریافتی های خود را با سایر کارکنان و ادارات دیگر قیاس می کنند
و حتی بیشتر از اینها را به زبان می آورند
بیشتر این درد دل های آنها است که در سینه های خود نگه داشته و به زبان جاری نمیکنند
در خصوص استقرار نظام حاکمیت بالینی بررسی کیفیت انجام کار امری است که نیاز به انگیزه های فردی را می طلبد انگیزه هایی که مستمر با ارتقاء مستمر خدمات بالینی هموار باشند بایستی همکاران و اساتید موارد ی را که اثر گذار بر روند برنامه های حاکمیت بالینی می باشند بشناسند و برنامه های توسعه فردی آنرا تدوین نمایند
کار را از مراکز آغاز کردن آسان می باشد ولی حمایت مستمر و همراهی آنها و ارتباط تنگاتنگ آن با سایر واحد ها و معاونت ها را می طلبد
محدودیت ها با حذف شوند و عوامل زائل کننده انگیزه ها از بین برده شود
آموزش ها مستمر باشند
امتیازات لحاظ شوند
و هاکذا عوامل بررسی و ممیزی و اثر بخش گردند